نفس؟نه.... دارم

متن مرتبط با «آموزنده» در سایت نفس؟نه.... دارم نوشته شده است

داستانی آموزنده

  • نیلوبلاگ

    پسر به دخترک گفت : اگه میخوای باهم بمونیم باید همه جوره پایه باشی... دخترک پسر را دوست داشت .... قبول کرد.... گفت: باشه عزیزم هرجور تو بخوای... پسر دختر را عریان کرد... دختر آرام میلرزید ولی هیچ نمیگفت... پسر مانند ابر سیاه بدن دختر را به آغوش کشید ... بدون کوچکترین بوسه شروع کرد.... ! .... دخترک آهی کشید... پسر اما.... دخترک بدنش میسوخت ولی اعتراضی نمیکرد... پسر تکانی خورد و کنار دخترک افتاد... دخترک با لبخند گفت: عزیزم راضی شدی؟ .. پسر لبخند کثیفی زد و لباسهایش را پوشید و رفت... ساعتی بعد دختر...

    ادامه مطلب